
فقط میخوام تو همین رویای شیرین خودم بمیرم
گفتي عاشقمي . گفتم دوستت دارم .
گفتي اگه يه روز نبينمت مي ميرم . گفتم من فقط ناراحت ميشم .
گفتي من به جز تو به كسي فكر نمي كنم . گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم .
گفتي تا ابد تو قلب مني . گفتم فعلا تو قلبم جا داري .
گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم . گفتم اگه تو بري با يكي ديگه من فقط دلم مي خواد طرفو خفه كنم
گفتي ......... گفتم ............
حالا فكر كردي فرق ما ايناست ?
فرق ما اينه كه تو دروغ مي گفتي ? من راستشو مي گفتم !
به دیار دیگری میروم
میروم که شاید کسی یادم کند...
شاید به یاد من کسی گریه کند...
شاید روزی که بفهمم کسی عاشقم هست...
دیگر عاشق نباشم....
چون دیگر نخواهم بود....
...برای کسی که هرگز یادم نکرد... ...برای کسی که هرگز یادم نکرد...
مثل یه بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
![]()

زندگي جز قماري بيش نيست ***شادي و غم هر دو را خود ساختيم
گر به شادي بگذرد ما برده ايم*** گر شود طي دوره غم باختيم
گريه نکن
اشکهايت را برايم نگه دار
من آنها را به شمعداني کوچکم مي دهم
شمعداني کوچک من شوري اشکت را دوست دارد
شمعداني کوچک من دلش براي چشمهايت تنگ ميشود
گريه نکن
اشکهايت
هنوز تن شمعدانيام از اشکهايت ميسوزد................
وقتي مي بينم..اشكامُ كه غَلط مي زنن رو گونه هام!
وقتي مي بينم..اين دل به هق هق ميوفته!
وقتي مي بينم..كه قلبم همه سختي ها رو تحمل مي كنه!
وقتي مي بينم..كه زندگي تبديل شده به يه اجبار!
وقتي مي بينمُ..مي بينم!
از اين زمين خاكي سنگ دل متنفر مي شم!
و وداع مي كنم...